من اینجا نشسته ام و می مالم، من هم می خواهم این کار را انجام دهم.
ژنیا وی.| 7 چند روز قبل
سرنوشت
دینش| 6 چند روز قبل
پسر به مدت چهار سال در کالج تلاش کرد تا مادرش را لعنت کند. شما قول نمی دهید، شما آنها را می دهید! و به نظر میرسید که پدر برای تشویق پسرش به تحصیل کردن اهمیتی نداشت. وقت آن بود که پسرم با لذت های خانواده بیشتر آشنا شود. )))
نکیت، من آماده ام.
من اینجا نشسته ام و می مالم، من هم می خواهم این کار را انجام دهم.
سرنوشت
پسر به مدت چهار سال در کالج تلاش کرد تا مادرش را لعنت کند. شما قول نمی دهید، شما آنها را می دهید! و به نظر میرسید که پدر برای تشویق پسرش به تحصیل کردن اهمیتی نداشت. وقت آن بود که پسرم با لذت های خانواده بیشتر آشنا شود. )))